عزت الله مولايى نيا همدانى

312

نسخ در قرآن ( فارسى )

و لكن در عالم كون هم - مانند : « نسخ » در عالم تشريع ( به همان معناى صحيح آن كه گفتيم ) - دگرگونى وجود دارد ، خداوند هر چه را بخواهد ، ثبت و هر چه را بخواهد محو مىنمايد و اين مطلب را در بحث « بداء » به صورت گويا و گسترده مورد بررسى قرار داده و ثابت كرديم . امّا علل عقب‌ماندگى و استضعاف جهان اسلام را بايد در عدم به كارگيرى فرهنگ مترقى اسلام و عدم اجراى قوانين حياتبخش قرآن جستجو كرد ، نه در احكام توقيتى اسلام كه شارع حكيم بر اساس مصالح بشرى از آغاز آن را به صورت موقت تشريع كرده و سپس آن را با فرويش آيات ناسخ ، تكميل فرموده است . وآنگهى مگر در قرآن ، ما چند آيهء منسوخ داريم كه اينقدر خلأ قانونى و يا علمى ايجاد كرده و كاروان ترقى را از پيشرفت بازداشته است ، شايد تمام آيات منسوخ كه از منظر عقل ، علم و دين ، پذيرفته شده است به تعداد انگشتان نرسد . ديگر آنكه مگر چه كسى گفته است : « بايد آيات منسوخه در قرآن از تمامى عرصه‌هاى بشرى بيرون رود و متروك باشد ؟ ما بارها و بارها بر اين مطلب تأكيد كرده و اثبات كرده‌ايم كه آيات منسوخهء قرآنى ، در تمامى رسالتهاى قرآنى حضور فعال داشته و چون ديگر آيات نقش سازنده و حياتى دارد ، حتى در عرصهء تشريع چرا كه مجموعهء آيات منسوخ و ناسخ است كه سير تكاملى تشريع اسلامى را نشان مىدهد و مكمل يكديگرند . شبهه بيست هشتم منكران نسخ مىگويند : پژوهشگران اسلام به تقليد از سه چهرهء معروف از رجال حديثى يعنى : « ضحّاك » ، « قتاده » و « ابن المسيّب » روايات و گزارشهاى مربوط به پديدهء نسخ و مصاديق آن در قرآن را تلقى كرده و بدون هيچ‌گونه نقد و بررسى ، همهء آنها را ارسال مسلمات گرفته و نظر به وقوع نسخ داده‌اند و به تدريج اين مسأله ، جزو عقايد مسلّم مسلمانان گشته است . و تا مرز « 565 » آيه در جدول منسوخها ، پيش رفته‌اند ، و در نتيجه از قوانين مترقى قرآن ( در منسوخهاى مفروض ) محروم و